نیش زنبور!

نمی دونم تا حالا نیش زنبور رو چشیدی یا نه؟ 

وای که چقد درد و سوز داره دور از جونتون. یادمه یه روز که عطر گل محمدی زده بودم

 متوجه شدم یه زنبور دور و ورم می پلکه ! این دیگه از کجا پیداش شد،

چند بار خواستم دورش کنم اما نمی شد از سماجتش کفرم داشت در میومد ،

بعد از کلی تلاش یه دفعه نکته ای به ذهنم خطور کرد که تقصیر خودم بوده! چرا؟

چون من عطری زده بودم که اونو تحریک کرده بود

و هوسش رو بدون اینکه بفهمم به هیجان آورده بود

آخه معلوم بود که زنبور عاشق گل وعطر و من با زدن عطر توجهش رو جلب کرده بودم

خلاصه زنبور بود و عشق بازی با من !

منم که حوصله اداهاشو نداشتم و از این جلف بازیهاش به تنگ اومده بودم سعی

می کردم از خودم دورش کنم... تو همین گیر و دار

آخ سوختم..........!!! آره!

نیش عاشقانه زنبور بود که به بالای ابروی چشمم خورد و بعد یه قلمبه بزرگ

بالای ابروم ....مُردم از درد .....این هم سزای تحریک کردن زنبور...

به قول خدا جون : آنچه از بدی به تو می رسه از خودته

 

- حالا حرفم اینه...حرفم با تو ، دوستم، آبجی ام، خواهرم...

اگه  ادکلنی زدی یا خودت رو مثل گلی آرایش کردی و موهاتو انداختی بیرون 

و بیرون رفتی یقین بدون که پسرها و مردهایی رو به هوس میندازی

پسرهایی که چه بسا ممکنه از اخلاق و منش و...اونا متنفر باشی

 اما اونا تو رو ول نمی کنن و اگه خیلی بخوای ازشون به خاطر عفت و پاکدامنی 

 کناره بگیری نیششونو می زنن وصورت زیبای عفتت رو با ورم اتهام زشت می کنن

اما واقعا تو این سوز بدبختی، خودت هم مقصر نیستی؟

حرف خدا جون یادت نره : آنچه از بدی به تو می رسه از خودته


http://dokhmale-papa.persiangig.com/dokhtar-chadori/photo-gallery-dokhtarchadori31.jpg

عیدتون مباااارک :*

  


رسیده عید و دلها شاد و خرم *** همه در فکر دیدارند با هم

همه آماده اند سفره بچینند *** به فکر سفره های هفت سینند

منم در سفره دارم هفت سین را *** ولی توأم شده با داغ زهرا

بود سین نخستین سیلی کین *** به روی مادرم با دست سنگین

ببین بر سفره سین دومم را *** که سویی نیست در چشمان زهرا

بگویم سین سوم تا بسوزی *** که مادر سوخت بین کینه توزی

از این ماتم دل حیدر غمین است *** که سین چهارم سقط جنین است

به روی سفره سین پنجم این است *** سر سجاده اش زینب حزین است

شده سفره پر از اشک شبانه *** ششم سین مانده سوت و کور خانه

چه گویم ای عزیز از سین آخر *** بود آن سینه ی مجروح مادر . . .


یادمون باشه عید امسال مصادف با ایام فاطمیه شده....مهمونی و دید و بازدید خوبه و اشکال نداره ولی حرمت حضرت زهرا(س)رو نگه داریم.شادی مون رو کمتر کنیم و توی دورهمی ها،حدیث بخونیم و از حضرت زهرا(س)و ائمه(ع)هم صحبت کنیم.

سالی سرشار از خوبی و موفقیت رو براتون آرزو می کنم.

لحظه ی تحویل سال،دعای فرج فراموشتون نشه.

التماس دعا و سال نو مبارک

جاسوس انگلیسی درباره حجاب زنان مسلمان چه میگوید؟

http://www.shiaupload.ir/images/76683130612882272151.jpg

هه هه هه!

جناب جاسوس انگلیسی!

فکر کردی می تونی چادر رو از سر زنان ایرانی برداری؟!؟

ما هیچ وقت گول شما رو نخواهیم خورد! 

شما هم خودتون رو به زحمت نندازین!

ما حتی حاضریم به خاطر حجاب جونمون رو از دست بدیم!

کوهان شتر!


1.رسول خدا - صلّي الله عليه و آله : زماني که ديديد زناني موهاي سر خود را مثل برآمدگي پشت شتر نموده و در ميان نامحرمان ظاهر مي شوند، به آنها بگوئيد که نمازشان قبول نيست.

                                                                                                          «کنزالعمال/ ج 16/ ص 392»

2.پيامبر اعظم صلي الله و عليه و آله : دو گروره از دوزخيان را ديدم که در اين زمان هنوز نيامده اند ... زناني که پوشيده ولي برهنه اند .... سرهايشان را مانند کوهان شتر برجسته مي کنند، اينان به بهشت نمي روند و بوي بهشت را که از فاصله اي بسيار زياد به مشام مي رسد، استشمام نمي کنند.

                                                                                                          «ميزان الحکمه/ج1/ص530»

3.رسول خدا - صلّي الله عليه و آله: در آخر الزمان از ميان امت من زناني خواهند آمد که پوشش دارند اما برهنه اند و بر سرهايشان بر آمدگي مانند کوهان شتر خراساني وجود دارد ... پس آنان را لعنت کنيد که ملعونند.

                                                                                                       «صحيح مسلم /ج6/ص168»

دوست با حجاب من!دوست چادری من!

تو که به گفته ی خدا عمل کرده ای!این رخت زیبای آسمانی را بر سر کرده ای،تو که از نگاه هوس آلود نامحرمان بیزاری،پس چرا ارزش تمام کارهایت را با این کلیپس های مـد شده ی امروزی از بین می بری؟


                                  http://b4ch3mosb4t.persiangig.com/weblog/koohan.jpg

نتیجه ی ازدواج خیابانی!

خب مگه چه اشکال داره؟

آخه ما توی خیابون همدیگه رو دیدیم.

به خدا چشمش پاکه!

دنبال دختر مردم نمیره!

سر به زیره!

اولین باری که با هم توی پارک قرار داشتیم حسابی تیپ زده بودم!راستش موهام رو هم از اون گیره رنگی های خوشگل زده بودم با یه روسری قرمز.

همون اول حس کردم که خوشش اومد!چیزی نگفت ولی از نگاهش فهمیدم از مدل موهام خوشش اومده!

الان یک سال از ازدواجمون میگذره!چند وقته خیلی بهش مشکوکم!به حرف زدنش،تلفن هاش،موبایلش و...

دور از من تلفن جواب میده.همه موبایلش رو رمز دار کرده!از همه مهم تر!مثل زمان دوستی مون بهم محبت نمیکنه....انگار از چشمش افتادم!

نکنه یه زن دیگه گرفته؟نکنه براش تکراری شدم؟نکنه دیگه از من خوشش نمیاد؟نکنه...

دیشب همه چیز رو برام گفت.گفت میخوام طلاقت بدم.وقتی علتش رو پرسیدم خیلی راحت جواب داد:توی محل کارم خانم فلانی،خیلی از تو خوشگل تره!هم چشم هاش هم اندامش.تازه رنگ رژ لبش رو ندیدی!حتی مدل موهاش هم از اولین روز دیدارم با تو قشنگتره!

این ها رو که میگفت من فقط اشک میریختم!راستش کار دیگه ای نمی تونستم بکنم!

الان فقط پشیمونم و دارم عواقب اشتباهاتم رو پس میدم...

آقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم؟؟

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری … خجالت نمی کشی؟ …

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد …

آموزش بستن شال و روسری برای دختران خوش سلیقه و باحجاب

سلام دوستان

روهای آخر اسفندماه1391 هست و همه مشغول خرید عید.

من هم به همین مناسبت برای دخترخانم های با حجاب و شیک پوش آموزش بستن شال و روسری رو در ادامه مطلب گذاشتم تا استفاده کنن و در حالی که حجاب کامل دارن زیبا و شیک باشن.

البته این مدل ها بیشتر مناسب مجالس و مهمونی های زنانه هستن که نامحرم نباشه.چون از رنگ های شاد استفاده شده.و شما هم می دونید حجاب در حالی که باید بدن رو یپوشونه نباید جلب توجه بکنه و از رنگ هایی نباشه باعث جلب توجه نامحرم بشه.


ادامه نوشته

حجاب

دخترک رو بـﮧ مـטּ کرد و گفت: واقعاً آقا ؟!

گفتم: ببخشید، چے واقعاً ؟!

گفت: واقعاً شما بچـﮧ بسیجےها

از دختراے چادر بـﮧ سر بیشتر از ما خوشتوטּ میاد ؟!

گفتم: بلـﮧ .

گفت: اگـﮧ آره ،

پس چرا پسرایے کـﮧ از ماها خوششوטּ میاد

از کنار ما کـﮧ میگذرند محو ما میشـטּ ،

ولے همیـטּ خود تو و امثال تو

از چند مترے یـﮧ دختر چادرے کـﮧ رد میشید

فقط سر پاییـטּ میندازید و رد میشید ؟؟!!

گفتم: آره راست میگے، سر پاییـטּ انداختـטּ کمـﮧ!

گفت: کمـﮧ؟ببخشید متوجـﮧ نمیشم !

گفتم: براے تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(س) باید زانو زد ،

حقا کـﮧ سر پاییـטּ انداختـטּ کمـﮧ .

آره تو راست میگے ...


منبع:http://asalbanoo70.blogfa.com/

شرایط حجاب صحیح چیست؟


درد دل های چادر

سلام

نام من  چادر است ..نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است..
روزگارم بد است و از همه شما دلگیرم..
شما از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکردید ، هیچ وقت یادم نمیرود،...از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم وقتی زمین خورد ، خاکی شدم...وقتی سیلی خورد ،  در صورتش بودم ،وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد،خونی شدم... خوب میدانم چه دردی کشید تا من را برای شما به ارث گذارد،و شما با من چکار کردید...شما کار را به جایی رساندید که میخواهند من و مرا با زور و بگیر و ببند به دیگران غالب کنند و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده

شنیدم که میگفتید اگر میخواهی کسی را خراب کنی از او بد دفاع کن و شما با من همین کار را کردید،اگر شمایی که خود را وارثان من میدانید درست رفتار میکردید و حرمتم را حفظ میکردید وضعیت من اینگونه نبود..

عده  مرا تبدیل به استتاری برای گناهانتان کردید تا بگویند فلانی زیر چادر هر کاری میکند و باعث شدید قداستم کمرنگ شود...
 مرا وسیله تکبر و فخر فروشی و خود برتر بینی کردید ...
مرا تبدیل به شنلی کردید تا در میان سیاهی من، رنگی بودن کفش و جوراب ها و مانتوهای رنگارنگتان بیشتر جلوه کند..
عده ای مرا به تمسخر گرفتید و از میان من دست های عریان و موهایتان را بیرون گذاشتید....
 مرا به هر جایی بردید..از شانه به شانه ی نامحرم در تاکسی و دانشگاه و میان پسر ها تا کافی شاپ و محیط های فاسدتر...
هنر پیشه هایتان مرا فقط برای فیلم بازی کردن خواستند و شما هم با من فیلم بازی کردید تا در نقش دختری معصوم باشید...
به من تهمت بیماری و نفرس زدند...به سیاهی رنگم ایراد گرفتند ...و شما سعی کردید مرا عوض کنید!!

عده ای از شما در کمال بی شرمی به من مدل دادید،تقصیر خودتان را گردن من انداختید و شکل مرا عوض کردید تا مثلا محبوب تر شوم...مرا تبدیل به مانتوهای براق و لبنانی و ملی و اندامی کردید ..شما به میراث فرهنگیتان دست نمیزنید و آن را تغییر نمیدهید اما در من که میراثی گرانبهاتر بودم دست بردید و هویتم را از من گرفتید ...
به من خیانت کردید و من را که قرار بود جلوی زینت ها را بگیرم تبدیل به زینت کردید ،از زیر من روسری های رنگارنگ  بیرون زدید و یادتان رفت برای چه چیز آمده ام و  اگر قرار بود زیبا باشم زیبا به شما میرسیدم....
شکایت شما را خواهم کرد...به شما توصیه میکنم به جای عوض کردن و مدل دادن به من خودتان را عوض کنید ،به جای اینکه مرا به شوی لباس بکشانید نگاهی به خودتان بیندازید شاید ایراد از خودتان باشد...


http://dokhmale-papa.persiangig.com/dokhtar-chadori/photo-gallery-dokhtarchadori35.jpg